بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

87

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

نهاده ، درين وقت رأى انور ما چنان ( اقتضا فرمود « 1 » ) كه براى تربيت آن « 2 » نهال خير و توليت آن « 3 » وقف بزرگوار صاحب منصبى نصب فرماييم ، و اين مهم خطير - كه خاطر عاطر ما در آن بسته است و اتمام آن به ثواب آجل و ثناء عاجل پيوسته - ببزرگى تفويض كنيم كه در همه انواع هنر كامل باشد و ذات بزرگوار او فضل و افضال را شامل ، و در اتمام امور عظام بحسن اهتمام مذكور و در اقطار عالم بكمال علم و ثواب « 4 » عمل مشهور ، و خطرات « 5 » و خطوات « 6 » او از خطيات « 7 » انسانى و خطوات « 8 » شيطانى منزّه . جانب عزيز صاحبى را دام عزيزا كه نفس « 9 » او مستجمع اين محاسن و خاطر شريف او مستوعب اين فضايل بود ، و رغبت او در رفع خلل و دفع اذيت ( از ولايت « 10 » ) و رعيت مىدانستيم ، و همت او در اقامت مراسم خيرات و ادامت مواسم « 11 » حسنات مىديديم ، ( باز انكه اين قدرت فضل « 12 » ) و عنايت در معرض شكر و شكايت خلايق بود مودت « 13 » او بر نقطهء دلها داير و محمدت او بر شارع افواه ساير يافتيم « 14 » و الناس اكيس من ان يمد حوار جلا * حتى يرى « 15 » عنده آثار احسان توليت اوقاف اين بقعهء خير و مسكن فضل بد و تفويض فرموده شد ، و خير و شر و نفع و ضر آن بكفايت و كاردانى و حفاوت و مهربانى او باز گذاشته آمد ، تا ترتيب اين مهم بزرك و خير معظم بواسطهء « 16 » نايبانى كه شرف تجربت « 17 » او يافته باشند و باختصاص « 18 » قبول او مخصوص گشته تقديم فرمايد ، و دلايل راى ثاقب و انديشهء « 19 » صايب كه از لوازم طبع وقاد او باشد درين معنى فرا نمايد ، و چنان كه از استقلال « 20 » او باعباى « 21 » مصالح عالم و رغبت او در احياى خيرات معظم

--> ( 1 ) ديد . ( 2 ) اين . ( 3 ) اين . ( 4 ) و صواب . ( 5 ) ش ، انديشه‌ها . ( 6 ) ش ، قدمها و گامها . ( 7 ) خطيئات . ( 8 ) ظ ، و تخطؤات ( جمع تخطؤ بمعنى بخطا انداختن ) . ( 9 ) ضا ، نفيس . ( 10 ) آن ولايات . ( 11 ) مراسم . ( 12 ) و باز انكه از قدرت قصد . ( 13 ) و محبت . ( 14 ) مىيافتيم . ( 15 ) ظ ، يروا . ( 16 ) بوساطت . ( 17 ) و تجربت . ( 18 ) و اختصاص . ( 19 ) و مخايل انديشهء . ( 20 ) ش ، حمل كردن و برداشتن . ( 21 ) ش ، جمع عبء بمعنى بار و سنگينى .